ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
776
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
از بخارا و سمرقند ، در سالهاى 784 ، به خراسان آمد . تيمور به هرات لشكر برد . فرمانروايى از بقاياى غوريان در هرات بود . تيمور هرات را محاصره نمود و تصرف كرد . سپس به جانب مازندران رفت . امير ولى فرمانرواى آنجا بود . او بعد از ايام فرمانروايى خاندان هلاكو بر مازندران دست يافته بود . نبرد تيمور و امير ولى به دراز كشيد تا عاقبت بر او غلبه يافت . امير ولى با بقاياى دولتمردانش به تبريز گريخت . سلطان تيمور ، سرزمينها را زير پى درنورديد تا به اصفهان رسيد . آل مظفر را به اطاعت آورد و در سال 787 رهسپار تبريز شد . تبريز را بگرفت و ويران نمود . پيش از اين به دشت قپچاق لشكر برده بود و سراى را از تغتمش گرفته بود و او را از آن نواحى رانده بود . او در همان اطراف منتظر فرصت بود . چون تيمور به اصفهان رفت او نيز به سراى بازگرديد . سلطان تيمور را در ميان قومش رقيبى بود به نام قمر الدين . تغتمش صاحب سراى به او پيام داد و به عصيان عليه تيمور ترغيبش كرد و او را به اموال و عساكر يارى داد . قمر الدين در آن حوالى دست به شورش زد . خبر به تيمور بردند . شتابان بازگشت و با قمر الدين جنگ درپيوست . اين جنگها به دراز كشيد ولى ريشهء فتنهء قمر الدين بر كنده شد . تيمور بار ديگر بر سر فتوحات خود رفت . نخست لشكرى براى نبرد با تغتمش روانه كرد . تغتمش به جنگ او بيرون آمد . يكى از خويشاوندان او به نام اوغلان بولاد [ 1 ] در اين نبرد با او بود . تيمور در نهان نزد او كس فرستاد و او و جماعتى از امرايى را كه نزد او بودند به خود گرايش داد . تغتمش خبر يافت ولى جنگ آغاز شده بود . تغتمش بر ناحيهاى از لشكر تيمور تاخت آورد و آن را درهمنورديد ولى امرايى كه با تيمور در نهان سر و سرى يافته بودند پراكنده شدند و هر يك به سويى رفتند و بر شهرى مستولى شدند . تغتمش به سراى بازگشت و آن را بازپس گرفت . اوغلان بولاد به كريمه گريخت و آنجا را تصرف كرد . تغتمش لشكر به كريمه برد و آنجا را محاصره نمود . اروس خان چون سراى را خالى يافت آن را بگرفت . تغتمش بازگشت و سراى را از او بستد . پيوسته لشكرهايى به كريمه حمله مىكردند و شهر را در محاصره مىگرفتند تا عاقبت شهر را تصرف كرد و برا اوغلان بولاد ظفر يافت و او را به قتل رسانيد . تيمور پس از فراغت از نبردهايش با تغتمش به اصفهان رفت و آن شهر را بار ديگر تصرف نمود و پادشاهان آل مظفر را منقرض نمود و بكشت و همهء قلمرو ايشان را به مملكت خويش ضميمه نمود . سپس به بغداد رفت و آنجا را از احمد بن اويس در سال 795 بستد . و ما از آن سخن گفتيم .
--> [ ( 1 ) ] متن : بلاط .